<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://djpouya.loxblog.com</title>
<link>https://djpouya.loxblog.com</link>
<description>رازهای موسیقی</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>بیوگرافی مرتضی پاشایی</title>
<link>https://djpouya.loxblog.com/بیوگرافی-مرتضی-پاشایی</link>
<guid>https://djpouya.loxblog.com/بیوگرافی-مرتضی-پاشایی</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
نام اصلی:&nbsp; مرتضی پاشایی
زادروز:&nbsp;&nbsp; ۱۳۶۳ 
وفات: &nbsp;&nbsp; ۱۳۹۳ 
سبک&zwnj;ها: پاپ&nbsp;کار(ها): خواننده، آهنگساز، تنظیم&zwnj;کنندهساز(ها): گیتار و پیانو
---------------------------------
&nbsp;

 بیوگرافی مرتضی پاشایی از زبان خودش
مرتضی پاشایی هستم متولد ۱۳۶۳/۵/۲۰ ساکن غرب تهران (آریا شهر) و در حال حاضر دانشجوی رشته گرافیک هستم از دوران کودکی همیشه نسبت به موسیقی یه حس خاص و مبهمی داشتم.
&nbsp;و میدونستم که یک روز باید همین راه رو دنبال کنم.در سن ۱۴ سالگی موسیقی رو با زدن گیتار شروع کردم ولی درحین کار با مخالفت خانواده مواجه شدم.
&nbsp; 
&nbsp;ولی بازم با پای فشاری های خودم وعلاقه ای که به موسیقی داشتم سر از کر باز نزدم وهرگز پشیمون از ادامه راه نشدم. وبه این کار ادامه دادم و خوب الان چند سالی هست که دیگه این کارو به صورت حرفه ای دنبال میکنم و اصولا تمام وقتم رو صرف این کار میکنم تا بتونم بهترین کار با کیفیت عالی بیرون بدم و به هیچ عنوان کارم رو سطحی دنبال نمیکنم.
بیشتر موزیک های خارجی گوش میدیم علاقه زیادی هم به مصاحبه کردن ندارم. دوست آروم و بی سرو صدا بیام بالا برخلاف دیگران خصوصیات اخلاقی من یا همیشه خیلی آروم هستم یا خیلی شوخی میکنم. با هرکسی نمی تونم بسازم خیلی حساس هستم.
&nbsp;
آغاز فعالیت هنری مرتضی پاشایی
مرتضی پاشایی از سال ۱۳۸۹ با انتشار اینترنتی قطعات خود شروع به کار کرد، او با قطعه یکی هست به شهرت رسید. مرتضی پاشایی را پیرو سبک شادمهر عقیلی و محسن یگانه می&zwnj;دانند. مرتضی پاشایی در پاییز سال ۱۳۹۱ با انتشار آلبوم یکی هست به جمع خوانندگان آلبوم دار پاپ ایران پیوست. به اعتقاد خیلی از کارشناسان مرتضی پاشایی پدیده سال موسیقی پاپ فارسی بود.
&nbsp;
آلبوم&zwnj;های مرتضی پاشایییکی هست: نخستین آلبوم مرتضی پاشایی که در سال ۱۳۹۱ منتشر شد. این آلبوم دارای ۱۲ قطعه است. ترانه سراهای این آلبوم، مهرزاد امیر خانی و علی بحرینی هستند. آهنگسازی این آلبوم را خود مرتضی پاشایی انجام داده و کار تنظیم را نیز مرتضی پاشایی و میلاد ترابی انجام داده&zwnj;اند.
تک آهنگ&zwnj;های مرتضی پاشایی-روز برفی (همراه با محمدرضا گلزار) -ادعای عشق (نسخه غیر رسمی) - عصر پاییزی - بغض (تقدیم به بنیامین بهادری) - جاده یک طرفه - نفس - به گوشت میرسه - بزار بگم - چند روز - چشمای من - چطور دلت اومد - دل من دل تو - دروغ دوست داشتنی - عشق من - گریه کن - ماه من - من و ببخش - مثل شیشه - میخوام بگم - می&zwnj;میرم - تقصیر - تو فکرتم - تو راست میگی - یادته - یکی هست - زیادی - شاید بپرسی -ستایش -گل بیتا -روتو برگردون -حالا اومدی -تورفتی -گل اطلسی -بزار بگم -ماه من -قسم -آدم کش -ادم آهنی
&nbsp;
بیماری مرتضی پاشایی
مرتضی پاشایی خواننده پاپ کشورمان مدتی بود که با یک بیماری سخت دست و پنجه نرم می کرد.&nbsp; وی بر اثر بیماری گوارش مدتی در بیمارستان بستری شد&nbsp; و تحت عمل جراحی قرار گرفت.
&nbsp;
&nbsp;
&laquo;مرتضی پاشایی&raquo; درگذشت&laquo;مرتضی پاشایی&raquo; خواننده جوان موسیقی پاپ کشورمان پس از مدت&zwnj;ها مبارزه با بیماری مهلک سرطان در تاریخ بیست و سوم آبان 1393 دارفانی را وداع گفت. / ( روحش شاد)&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:36:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>زندگی نامه مازیار ظهیرالدینی</title>
<link>https://djpouya.loxblog.com/زندگی-نامه-مازیار-ظهیرالدینی</link>
<guid>https://djpouya.loxblog.com/زندگی-نامه-مازیار-ظهیرالدینی</guid>

<description><![CDATA[
مازیار ظهیرالدینی، نوازنده ویلن
&nbsp;
&nbsp;

همه آنهایی كه موسیقی كلاسیك یكی دو دهه اخیر كشور را دنبال می كنند، به طور قطع نام مازیار ظهیرالدینی را به عنوان نوازنده ویلن در اركسترها و آلبوم های بسیاری شنیده اند. نوازنده ای كه از همان كودكی با همراهی خانواده اش نوازندگی ویلن را انتخاب كرده و فقط ویلن زده است.  ظهیرالدینی متولد اردیبهشت ماه ۱۳۵۳ است و از بهروز وحیدی آذر، روین طهماسبیان و ابراهیم لطفی موسیقی فرا گرفت. او كه یك دهه در اركستر سمفونیك تهران ویلن زده، چند سالی است كه سرپرست و نوازنده گروه زهی پارسیان است. وی این روزها با گروه پارسیان تمرین می كند و به شاگردانش ویلن می آموزد. این نوازنده ویلن بهترین روزهای كاری اش را حضور در گروه پارسیان و نواختن قطعاتی از موسیقی با روك، آمریكای لاتین، رمانیك و دوران های دیگر موسیقی جهان بر می شمارد. از ظهیرالدینی و گروه پارسیان آلبوم بی كلام &laquo;مرگ فرشته&raquo; به بازار موسیقی بی كلام عرضه شده است. با این نوازنده جوان در یكی از روزهای پائیزی به گفت وگو نشستیم، گفت وگویی كه دنیای موسیقایی این نوازنده را بیشتر برایمان روشن كرد. 
&nbsp;
 ● تحصیل در هنرستان موسیقی وسوسه آهنگسازی را برای هر هنرجویی به همراه می آورد، با این كه در این هنرستان فارغ التحصیل شدی، چطور نوازندگی حرفه ای ویلن را انتخاب كردی؟  ▪ وسوسه آهنگسازی در هنرستان برای هر هنرجویی در سال های آخر تحصیل شكل می گیرد، اما نوازندگی شروع موسیقی من و از جانب پدرم بود و همین كه نوازندگی می كردم فكر كردن به آهنگسازی را برایم كمرنگ كرد. پدرم به عنوان مشوق اصلی من، موسیقی را در كودكی با برعكس كردن سیم های ویلن كه برعكس همه جای دنیا بود به من آموخت. چون چپ دست بودم سال ها با دست چپ ویلن زدم و همه چیز برایم ویلن بود و اگر صحبت آهنگسازی و حتی ساز دیگری می شد با كلمه &laquo;نه&raquo; از جانب پدرم روبرو می شدم. حالا افسوس آن روزها را می خورم كه شروع نوازندگی ، به من اجازه ندادند كه نوازندگی سازهای سنتی را هم فرابگیرم و بعد به سراغ دنیای موسیقی كلاسیك بروم، این تفكرات در همان دوران نوجوانی شكل گرفت و نوازندگی همه دنیای موسیقی من شد.  ● بی تردید فضای موسیقی ایرانی در آموزش و اجرا بیشتر از موسیقی كلاسیك است و آموزش موسیقی كلاسیك بیشتر در دوره های آكادمیك صورت می گیرد. دوره های عالی آكادمیك را پشت سر نگذاشتی و در خانواده با موسیقی كلاسیك عجین شدی و ویلن را آموختی، این فراگیری از چه زمانی آغاز شد؟  ▪ شانس بزرگ من این بود كه در همان كودكی، تصمیم گرفته شد كه ویلن بزنم و این تصمیم از سوی مادرم گرفته شد و دایی هایم، گوش خوب من را در موسیقی كشف كردند. پدرم هم كه علاقه شدید به موسیقی كلاسیك داشت و از آن دسته علاقه مندان به موسیقی بود كه از كتابفروشی اسكندریان و ساكو، نت های كلاسیك را می خرید و به من می داد. این علاقه پدرم باعث شد كه آرزوهای خودش را در من ببیند. در آن دوران بادست چپ نت های صبا را می زدم و اگر اشتباه می كردم در اتاق حبس می شدم تا زمانی كه درست بزنم و هر وقت از تمرین سرپیچی می كردم پدرم با من قهر می كرد. این اوضاع و احوال بود كه دست به دست هم داد تا راه نوازندگی من شكل بگیرد، بعد از آن هم به سن نوجوانی رسیدم و پدرم با سیاوش ظهیرالدینی (عمویم) صحبت كرد كه باید برای آینده ام چه كار بكند، به پیشنهاد او من به هنرستان عالی موسیقی رفتم.  ● یعنی سیاوش ظهیرالدینی از نوازنده شدن تو حمایت كرد؟  ▪ بله، كمك كرد كه بهروز وحیدی آذر (رهبر اركستر جوانان) را ببینم و بادست راست ویلن زدن را شروع كنم، رفتن به هنرستان باعث آن شد كه همه ترس من به پایان رسید و حس كردم كه حركت موسیقایی من شروع شده است.  ● در آن زمان نوازندگی را جدی گرفتی و به آهنگسازی فكر نكردی، به آینده اقتصادی این تخصص (منظورم نوازندگی) چگونه نگاه می كردی؟ این را هم به خاطر درآمد پایین نوازندگی در همان سال های اوایل دهه هفتاد می گوییم؟  ▪ آن روزها به مسائل اقتصادی موسیقی ام فكر نمی كردم فقط به دنبال شروع و پیمودن راهی كه در آن حضور داشتم بودم و این راه با دعوت هنرستان دخترانه موسیقی برای اجرای یك كنسرت فارغ التحصیلی آغاز شد. در آن كنسرت از من خواستند كه كنسرتو ویوالدی را بزنم، ترسیده بودم و در مقابل جمعیت سالن نتوانستم روی صحنه بروم و روی كفی سالن ویلن زدم. بعد از این اجرا بود كه حضور در اركسترها، جشنواره ها واجرای قطعات ضبطی برایم بیشتر شد و به طور طبیعی منابع درآمدی هم بیشتر شد.  ● بعد از فارغ التحصیلی از هنرستان موسیقی به اركستر سمفونیك تهران دعوت شدی؟  ▪ بله فارغ التحصیل شدم و دوران خدمت سربازی را پشت سر گذاشتم كه در این دوران برای گروه ها و اركسترهای زیادی ویلن زدم، با سیاوش ظهیرالدینی صحبت كردم كه برای نوازندگی در اركستر سمفونیك تهران چه باید كرد؟  ● و از او ویلن زدن را هم آموختی و یا با هم نوازندگی كرده اید؟  ▪ هیچ وقت با ایشان ویلن نزدم. هرگز تشویقم نكرد و هرگز تنبیه نشدم، كوچكترین حرفی هم كه تأثیر در پیشرفت نوازندگی ام داشته باشد به من نگفته است.  ● اما برای رفتن به اركستر سمفونیك تهران...؟  ▪ با رهبر اركستر زنده یاد فریدون ناصری درباره من صحبت كرد و مرحوم ناصری بدون آن كه از من آزمونی بگیرد، دعوت كرد كه در كنسرت اركستر كه به یاد مرتضی حنانه برگزار می شد، ویلن بزنم. من هم رفتم سر تمرین و ساز زدن من در اركستر سمفونیك تهران آغاز شد.  ● رفتی و در صف نوازندگان اركستر سمفونیك تهران ساز زدی، وقتی می خواستی برای نخستین بار برای اركستر سمفونیك تهران بنوازی، چه احساسی داشتی؟  ▪ اصلاً اعتماد به نفس نداشتم، خیلی ترسیده بودم و این طبیعی بود. آن روز فقط نظاره گر بودم و هیچ كاری نمی توانستم بكنم. بعد از آن اجرا با حضور بیشتر در تمرین ها و كپی كردن پارت ها كه بتوانم تمرین بیشتر در ساعت غیر از تمرین اركستر داشته باشم، سعی كردم نظر فریدون ناصری و سیاوش ظهیرالدینی را به خودم جلب كنم.  ● دستمزدی از اركستر می گرفتی؟  ▪ سال اول فقط به تمرین با اركستر و اجرای كنسرت فكر می كردم و نمی دانستم كه دستمزد هم باید بگیرم، فقط تمرین می كردم و ویلن می زدم.  ● نزدیك به یك دهه در اركستر سمفونیك تهران نوازندگی كردی، فعالیت آن سال های اركستر با سال های اخیر را چگونه ارزیابی می كنی؟  ▪ در آن سال ها اركستر بزرگ نبود، ولی اركستر چند سال اخیر با اركستر آن سال ها فاصله گرفته است، اركستر سمفونیك تهران كه قبل از انقلاب دوران خوبی را با حضور نوازندگان ایرانی و خارجی پشت سر گذاشته بود، سال های اوایل دهه ۶۰ به دلایل جنگ تحمیلی و شرایط اجتماعی با نبود نوازنده روبرو شد و از هم پاشید.  اما اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ نوازندگان در كنار فریدون ناصری به عنوان رهبر اركستر جمع شدند وصدای خوبی را با سازهایشان ارائه كردند، در آن اركستر تنها نوازنده بی تجربه من بودم و بقیه خوب بودند. در آن سال ها از اركستر صدا خوب می آمد و این صدای خوب به خاطر نوازنده های باتجربه بود.  ● حضور زنده یاد ناصری چه تأثیری داشت؟  ▪ ایشان اركستر را سرپرستی می كرد و صدای خوب از آن، سازهای خوب نوازندگان اركستر بود.  ● در اركستر خوب، اصل كدام است نوازنده خوب یا رهبر خوب؟  ▪ هر دو باید خوب باشد،اما حس من در آن زمان این بود كه نوازندگان خوب می نوازند و قبل از دو سه سال پیش كه از اركستر سمفونیك تهران جدا شدم این صدای خوب رانمی شنیدم و احساس می كردم كه من نوازنده به این اركستر تعلق ندارم. اركستر روزبه روز تشریفاتی می شد و جذابیتی برایم نداشت.  ● نوازنده هایی كه در اركستر ویلن می زدند خاطرت هست؟  ▪ فلاحتی، صدقیانی، محمدرضا شریفی، آرش برادران، رضا عالمی، خانم ژیلا صدقیانی و خیلی های دیگر كه هنوز در اركستر می نوازند.  ● ویلن دوم می زدی؟  ▪ بله، از روزی كه به اركستر رفتم دوست داشتم ویلن اول بزنم ولی ویلن دوم بودم و این تصمیم همیشه از سوی رهبر اركستر برای من گرفته می شد.  ● در این شرایط به گروه های دیگر پیوستی و نوازندگی كردی؟  ▪ در كنار اركستر سمفونیك تهران كه هر دو ماه اجرا داشت برای اركستر مجلسی كریستین رابینز، اركستر جوانان و اركستر فرهنگسرای بهمن نوازندگی می كردم.  ● تك نواز بودی؟  ▪ بله، با ارزش ترین تجربه ها و بهترین اجراهای دوران نوازندگی ام را در همین دوره با این گروه ها پشت سر گذاشتم.  ● تجربه اركسترنوازی را پشت سر گذاشتی و به نوازندگی برای ضبط استودیویی با نوازندگی برای قطعه سرود ملی &laquo;جمهوری اسلامی ایران&raquo; ساخته حسن ریاحی روی آوردی؟  ▪ در نخستین تجربه ضبط استودیویی در كنار نوازندگان قدر نشستم، سازم تخصصی بود و برای نخستین بار باید در فضای استودیو می زدم، حواسم را جمع كردم و با هدف این كه می خواهم تجربه ای دیگر را شروع كنم، برای آن قطعه زدم و اكنون این ضبط های استودیویی ادامه داد.  ● ضبط استودیویی رادوست نداری؟  ▪ هم اكنون برایم مهم نیست، كاملاً شكل درآمدی در فعالیت هایم پیدا كرده است، معتقدم كه دراین كارها (ضبط استودیویی) موسیقی خلق نمی شود فقط موسیقی اجرا می شود.  ● نوازندگی برای كدام یك از آهنگسازان در استودیو برایت مهم است؟  ▪ احمد پژمان و محمدسعید شریفیان كه كارهایشان را درست می فهمند.  ● دوره جدید نوازندگی بعد از حضور در اركسترها و ضبط استودیویی با سرپرستی و نوازندگی گروه زهی پارسیان شكل گرفته است، این گروه چگونه شكل گرفت؟  ▪ سال های آخری كه در اركستر سمفونیك تهران بودم، نایدانف لهستانی از من دعوت كرد كه با اركستر مجلسی نیاوران همكاری كنم، نایدانف این اركستر را تشكیل داده بود و حضور در این اركستر تازه تأسیس برایم جذاب بود ولی گرفتاری به همراه داشت و داستان از هم پاشیدن اركستر دوباره تكرار می شد. دعوت نایدانف را ردكردم، اما بعد از چند ماه ابراهیم لطفی كه از استادان من بود، سرپرستی این اركستر را به عهده گرفت و من را عوت كرد، شروع به تمرین كردیم و همه چیز خوب بود، كار با وسواس آغاز شد ولی ماندگار نبود و اركستر مجلسی نیاوران هم همچون دیگرگروه های موسیقی كشور از هم پاشید. بعد از این اتفاق سرگروه های اركستر منحل شده، دور هم جمع شدیم و پایه تشكیل گروه زهی پارسیان را گذاشتیم.  ● دعوت به كنار هم نشستن این سرگروه ها از طرف تو بود یا آنها؟  ▪ بچه ها دور هم نشستند و كوارتت كار كردند وبعد با من تماس گرفتند كه من هم به جمع آنها پیوستم.  ● نخستین كنسرت پارسیان بعد از چه مدت كه دور هم جمع شدید اجرا شد؟  ▪ چهار ماه دور هم جمع شده بودیم و گروه سر و سامان گرفته بود، انجمن فیلارمونیك تهران از ما دعوت كرد كه در تالار رودكی كنسرت بدهیم و نخستین اجرای گروه پارسیان در این تالار اجرا شد.  ● قطعاتی را كه برای اجراهایتان انتخاب می كنید توسط چه كسی پیشنهاد می شود؟  ▪ سیاست تصمیم گیری هر برنامه گروهی است و بامشورت همه بچه ها قطعه ای انتخاب می شود. صرفاً به عنوان سرپرست گروه، برنامه ای را تحمیل نمی كنم.  ● قطعه ای هم برای اجرا می نویسید؟  ▪ خیر، پتانسیل گروه زهی به قطعات كلاسیك جهانی برمی گردد، در این میان برای تنوع از قطعات آهنگسازان ایرانی استفاده می كنیم.  ● اجرای قطعه نی نوا حسین علیزاده در ماه گذشته توسط پارسیان در اجرای این برنامه بود؟  بله، نوستالژی این قطعه، گروه را بر آن داشت كه اجرایش كنیم، نی نوا قطعه ای بسیار ناب است و درست نوشته شده است. از دو سال پیش قصد اجرای این قطعه را داشتیم كه نشد تا این كه فرصتی درماه گذشته دست داد تا گروه زهی پارسیان قطعه ای از علیزاده بنوازد.  ● قطعه های ایرانی را فقط اجرا می كنید یا ضبط هم خواهید كرد؟  ▪ چهار قطعه از دهلوی، علیزاده، خیام و روحانی را تاكنون اجرا كردیم. ولی فكر ضبط این قطعات را داریم، اما این برنامه نیاز به همراهی آهنگسازان دارد كه در آینده اگر مشكلی نباشد به طور قطع انجام خواهد شد.  ● قطعات ایرانی را برای اجرای اركستر چه كسی تنظیم می كند؟  ▪ سعی می كنیم قطعاتی را انتخاب كنیم كه اصل قطعه برای ویلن نوشته شده باشد، اما در صورت نیاز به تنظیم قطعه ای، خودم انجام می دهم.  ● بی شك شنیدن قطعات آهنگسازان ایرانی با اجرای اركستر زهی برای هر علاقه مند به موسیقی جذاب است، هدف از این اجراها چیست؟  ▪ شناساندن آهنگسازان ایرانی هدف اصلی اجرای این قطعات است، چرا كه معتقدیم آهنگسازان ایرانی در سطح جهانی هستند و فاصله ای باآهنگسازان مطرح دنیا ندارند و می توانند با شناخته شدن، تأثیرگذار باشند.  ● مانیفست گروه پارسیان چیست؟  ▪ اجرای موسیقی علمی، كلاسیك و ایرانی برای مخاطب خاص كه این موسیقی باید جذاب و با كیفیت توسط گروه ارائه شود.  ● بدون تردید كه گروه زهی پارسیان با اجرای قطعات ایرانی می تواند به هدف خود سریع تر برسد، چه برنامه ای برای كنسرت در دیگر كشورها دارید؟  ▪ رمز بقای هر گروهی دراجراست و این اجراها باید در شهرهای دیگر و كشورهای دیگر باشد. گروه زهی پارسیان توانایی آن را دارد كه سفیر موسیقی و فرهنگ ایران در دیگر كشورها باشد. تاكنون هم تلاش كردیم كه حامی مالی برای اجرای این برنامه داشته باشیم كه هنوز موفق نشدیم.  ● برای آینده چه برنامه هایی دارید؟  ▪ دوام گروه پارسیان در برگزاری كنسرت است و قصد داریم این مهم را در شهرهای ایران و كشورهای دیگر همچون تهران گسترش دهیم]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:36:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>زندگینامه محمدرضا لطفی</title>
<link>https://djpouya.loxblog.com/زندگینامه-محمدرضا-لطفی</link>
<guid>https://djpouya.loxblog.com/زندگینامه-محمدرضا-لطفی</guid>

<description><![CDATA[

( 1325- گرگان) نوازنده تار و سه تار ، نواساز و مدرس ، محقق و مولف 
به تشویق برادر بزرگ خود آموزش تار را آغاز نمود و در سال 1342 استعداد خود را      در این زمینه با کسب جایزه نحست درجشنواره موسیقیدانان جوان نشان داد.پس از      اتمام دوره تحصیل در سال 1343 به تهران آمد و به محضر حبیب الله صالحی و علی      اکبر شهنازی راه یافت و در کلاسهای شبانه هنرستان موسیقی با مکتب وزیری و تئوری      موسیقی غربی آشنا گردید که حاصل آن همکاری با ارکسترهای هنرستان و صبا بود که      زیر نظر حسین دهلوی اداره میگردید.ورود به دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران و      آموزش ردیف میرزا عبدالله با نورعلی خان برومند سر آغاز نوینی برای حضور بیشتر      در دریای در دریای پر معنای موسیقی قدیم ایران بود که این آموزش تا آخرین دقایق      حیات نورعلی خان برومند ادامه یافت.


( 1325- گرگان) نوازنده تار و سه تار ، نواساز و مدرس ، محقق و مولف 
به تشویق برادر بزرگ خود آموزش تار را آغاز نمود و در سال 1342 استعداد خود را      در این زمینه با کسب جایزه نحست درجشنواره موسیقیدانان جوان نشان داد.پس از      اتمام دوره تحصیل در سال 1343 به تهران آمد و به محضر حبیب الله صالحی و علی      اکبر شهنازی راه یافت و در کلاسهای شبانه هنرستان موسیقی با مکتب وزیری و تئوری      موسیقی غربی آشنا گردید که حاصل آن همکاری با ارکسترهای هنرستان و صبا بود که      زیر نظر حسین دهلوی اداره میگردید.ورود به دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران و      آموزش ردیف میرزا عبدالله با نورعلی خان برومند سر آغاز نوینی برای حضور بیشتر      در دریای در دریای پر معنای موسیقی قدیم ایران بود که این آموزش تا آخرین دقایق      حیات نورعلی خان برومند ادامه یافت. 

لطفی ردیف آوازی و تصنیف قدیمی را نزد عبدالله دوامی و سه تار را نزد سعید      هرمزی آموخت.اوپس از تاسیس مرکز حفظ و اشاعه موسیقی رادیو و تلویزیون ایران با      مدیریت فنی برومند در جشن هنر شیراز شرکت کرد که حاصل آن باسازی و احیای مکتب      سید حسین طاهرزاده بود. 

محمدرضا لطفی به مدت سه سال به عنوان مربی آموزشی با کانون پرورش کودکان و      نوجوانان و دو سال در مرکز گرد آوری و شناخت موسیقی رادیو و تلویزیون به همکاری      پرداخت . او از سال 1353 به همکاری با رادیو ایران و گروه موسیقی دانشگاه تهران      مشغول گردید و طی این مدت گروه شیدا را پایه گذاری نمود که حاصل آن بازسازی      آثار شیدا ، عارف ، درویش خان ، رکن الدین مختاری و...بود.اوپس از پیروزی      انقلاب اسلامی به مدت یکسال و نیم سرپرستی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران      را عهده دار بود و در همین سالها به اتفاق حسین علیزاده و سایر همکاران گروه      شیدا و عارف ، به تاسیس کانون فرهنگی هنری چاووش همت گماشت که حاصل این فعالیت      9 نوار موسیقی چاووش است. 

لطفی به دعوت فونداسیون چینی و نیز برای شرکت در یک سمینار راهی ایتالیا گردید      و کنسرتهایی را در شهر رم ، فلورانس ، بلدنیا ، بادوا و ... اجرا نمود.او در      سال 1364 با مهاجرت به خارج از کشور دور تازه ای از فعالیتهای هنری خود را آغاز      نموده است و با تاسیس مراکز فرهنگی و هنری شیدا در کشورهای مختلف و برگزاری      کنسرتها و سمینارهای گوناگون ، به شناساندن موسیقی قدیمی ایران مبادرت می ورزد.      ازجمله آثار ، فعالیتها و کنسرتهای ایشان میتوان به تصنیف های &quot; بمیرید بمیرید&quot;      ، &quot; به یاد عارف &quot; ، &quot;داروک&quot; ، &quot;ناز لیلی&quot;،&quot;کوچه سار شب&quot; ، &quot;کنسرت نوا &quot;(جشن      هنر شیراز) ، کنسرت راست پنجگاه ( جشن هنر شیراز) ، کنسرت سه گاه ( کنسرت طوس)      ، بازسازی آوازهای قمر ، بازسازی آثارگذشتگان ، به یاد درویش خان ، به یاد طاهر      زاده ، موسیقی فیلم حاجی واشنگتن ، چاووش 1 (به یاد عارف) ، چاووش 2 (شب نورد)      ، چاووش4 ، چاووش 6 ، چاووش 8 ، چاووش 9 ، آلبوم کتاب و صفحه گرامافون موسیقی      آوازی ایران ( ردیف عبدالله دوامی) ، نوارهای ردیف موسیقی ایران ( یادواره      برومند) ، چشمه نوش ، رمز عشق ، پرواز عشق ، بسته نگار ، کنسرتهای انفرادی در      شهرهای مختلف ایتالیا ، کنسرتهای متعدد در شهرهای لس آنجلس ، ساتیاگو ،      سانفرانسیسکو ، شیکاگو، بوستن ، نیویورک و واشنگتن به همراهی حسین علیزاده و      حسین عمومی ساخت دهها تصنیف و قطعه ضربی دیگر از جمله تصنیف حصار و پیش درآمد      اصفهان ، تعداد زیادی بداهه نوازی در دستگاههای مختلف ، کتابهای &quot; شور مادر      دستگاههاست &quot; ( منتشر نشده ) ، کتاب سال شیدا (چهار جلد ) و تعدادی مقاله و...      اشاره کرد.
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:36:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>زندگینامه ایرج بسطامی</title>
<link>https://djpouya.loxblog.com/زندگینامه-ایرج-بسطامی</link>
<guid>https://djpouya.loxblog.com/زندگینامه-ایرج-بسطامی</guid>

<description><![CDATA[
در گوشه و      كنار مملكت . مرواریدهای درشت و درخشانی وجود دارند كه در پوسته سخت و استخوانی      صدف ها پیچیده شده اند و كسی از آن&nbsp; ها خبر ندارد&nbsp; یا در صدد كشف و صید آنان      نیست . یكی از این مروارید های گرانبها . ایرج بسطامی است كه توسط هنرمند      ارجمند و با ارزش پرویز مشكاتیان صید و پس از زدودن زنگال . می رود كه در      جایگاه رفیع هنر و بلندای موسیقی اصیل و سنتی ایران جای گیرد . البته اگر      همكاری این عزیزان و گروه پر ارج عارف ادامه یابد كه امیدواریم همچنان ادامه      یابد&nbsp; و شاهد آثار با ارزش و بزرگ ایشان باشیم . ایرج بسطامی با صدای رسا و باز      و بسیار گرمی كه دارد یك شبه ره صد ساله را پیموده و خودش در این باره می گوید      :

در گوشه و      كنار مملكت . مرواریدهای درشت و درخشانی وجود دارند كه در پوسته سخت و استخوانی      صدف ها پیچیده شده اند و كسی از آن&nbsp; ها خبر ندارد&nbsp; یا در صدد كشف و صید آنان      نیست . یكی از این مروارید های گرانبها . ایرج بسطامی است كه توسط هنرمند      ارجمند و با ارزش پرویز مشكاتیان صید و پس از زدودن زنگال . می رود كه در      جایگاه رفیع هنر و بلندای موسیقی اصیل و سنتی ایران جای گیرد . البته اگر      همكاری این عزیزان و گروه پر ارج عارف ادامه یابد كه امیدواریم همچنان ادامه      یابد&nbsp; و شاهد آثار با ارزش و بزرگ ایشان باشیم . ایرج بسطامی با صدای رسا و باز      و بسیار گرمی كه دارد یك شبه ره صد ساله را پیموده و خودش در این باره می گوید      :
(( موسیقی در      خانواده من ریشه ای عمیق دارد و غیر از صدای خوش كه موروثی است . پدرم با      موسیقی آشنایی تام دارد و مرحوم یداله بسطامی عمویم به ردیف ها و گوشه ها و      مقام های موسیقی ایران آشنایی و مهارت كافی داشت و او كه مشوق من در موسیقی و      فراگیری آن بود و هر چه در اول . من از موسیقی ایران اندوخته ام از ایشان بوده      و خود را مدیون وی می دانم . ولی متاسفانه او در اوائل انقلاب فوت شد ( سال      1357) و از این واقعه تاسف بار بی اندازه دلتنگ و ملول گردیدم و برای این كه      بتوانم در روحیه خود تغییراتی بدهم به تهران آمدم و در این شهر بود كه با خیلی      از استادان موسیقی و تعلیم آواز آشنا شدم كه در راس ایشان . هنرمند شایسته و      ارجمند پرویز مشكاتیان بود . ایشان با دلسوزی و عطوفت ومهربانی بسیار اجازه داد      كه از منبع فیاض و الهام بخش و سرشار از ذوق و هنرشان كسب فیض نمایم و هم اكنون      هم با گروه عارف كه به سرپرستی و رهبری این هنرمند والا . اداره می شود ,      افتخار همكاری دارم )) .

ایرج بسطامی      آذر , در سال 1336 در شهرستان بم ( از توابع كرمان ) شهری در حاشیه كویر در      خانواده ای هنردوست و هنرپرور متولد و پرورش یافت و از هشت سالگی زیر نظر عموی      هنرمند خویش یداله بسطامی كه در نواختن تار چیره دست بود با موسیقی آشنا و      فراگیری آن را آغاز كرد و پس از فوت عموی خود به تهران آمد و مدت ها ردیف های      استادعبداله خان دوامی وسید حسین طاهرزاده&nbsp; را كاركرد و آموخت , سپس نزد هنرمند      شایسته و ارجمند محمدرضا شجریان رفت و مدت 5 سال از محضر و راهنمایی وی بسیار      بهره گرفت و خیلی نیاموخته ها در آواز را آموخت و مدتی نیز به خدمت شادروان      غلامحسین بنان در آمد و از مصاحبت او ارشاد می شد .
ایرج بسطامی      , از سال 1353 همكاری خود را با تلویزیون كرمان آغاز كرد و چند آهنگ از ساخته      های عموی خود را اجرا كرد كه بسیار مورد توجه و با استقبال مواجه گشت .
وی معتقد است      (( علم و تكنیك به خصوص هنر . هدیه ای است برای بشر كه در طول تاریخ تكوین      یافته و به اوج رسیده است . بنابراین ذكر نام استادانی كه تحت نظر آنان تعلیم      گرفته , تضییع حقوق سایرین است و آنچه امروز در موسیقی ایران موجود است از      نكیسا و باربد و رامتین گرفته تا آن نوازنده و موسیقیدانان گمنام دور افتاده      روستایی مجموعا تلاش همگی آنهاست كه موسیقی ایران را ساخته اند , منتها هر كدام      در جای و مكان خود خدمت كرده اند و او خود را مدیون همه می داند , او نوازندگان      و خوانندگان گمنام صحراها دشت ها و روستاها را كه حامل انتقال سینه به سینه      موسیقی ایران بوده اند , در تكامل خود , دارای همان نقشی می داند كه استاد      مستقیم و بلاواسطه معلم وی داشته , لذا خود را مدیون همه موسیقیدانان و      هنرمندان این هنر می داند )).
ایرج بسطامی      آذر , از صدایی با سوز و هیجان , احساس و اوج و فرود , تكنیك و بیان صحیح شعر و      تحریر ها بهره مند و با كمك و همكاری گروه عارف می رود كه یكی از بهترینهای      آواز موسیقی اصیل و سنتی ایران شود و اولین نواری كه از وی ضبط شد (( افشاری      مركب )) بود كه در روی سن تالار 
وحدت (رودكی) اجرا گردیده است . دیگر نواری در دستگاه (( شور )) واجرای آهنگ      خوب و جالب ((موسم گل)) كه به سرپرستی هنرمند ارجمند محمدرضا درویشی با اركستر      بزرگ مجلسی اجرا شد.
وی با همكاری      گروه عارف ، غیر از پرویز مشكاتیان كه رهبری اركستر را به عهده دارد ، اردشیر      كامكار (( كمانچه)) ، بیژن كامكار (( دف و ضرب و رباب )) ،كیوان ساكت (( تار ))      ، كوروش بابایی (( كمانچه ))، محمد علی كیانی نژاد (( نی )) ،سیامك نعمت ناصر      (( تار )) ،محمد فیروزی (( عود )) ، پیروزی نیا (( عود )) ، بهرام ساعد (( تار      و تار باس ))، حمید متبسم (( تار )) ، تا كنون كنسرت ای فراوانی جهت هرچه بیشتر      شناساندن موسیقی سنتی ایران ، به مناسبت جشنها و اعیاد مذهبی و ملی در سراسر      كشور و در خارج از كشور، در ممالك : فرانسه ، آلمان ، آمریكا ، كانادا      ،انگلستان ، سوئد و دانمارك بر پا گردیده شركت داشته است .

     ایرج بسطامی در زلزله بم در گذشت
ایرج بسطامی      خواننده موسیقی ایرانی در سال ۱۳۸۳حادثه زلزله &quot;بم&quot; درگذشت.
به گزارش &quot;میراث خبر&quot;، &quot;ایرج نعیمایی&quot;، رییس خانه موسیقی ضمن اعلام این مطلب      گفت: &quot;خواهر ایرج بسطامی در تماسی با خانه موسیقی خبر درگذشت ایرج بسطامی را      اطلاع داد؛ و به تمام اهالی موسیقی تسلیت گفت.&quot; 
همچنین وی با اشاره به این كه جشنواره موسیقی نواحی امسال برگزار نخواهد شد      گفت: &quot;این جشنواره تا اطلاع ثانوی برگزار نخواهد شد. ما پیشنهاد می دهیم بودجه      این جشنواره برای كمك به زلزله زدگان بم اختصاص پیدا كند، اما این بودجه در      اختیار ما نیست كه خودمان این كار را انجام دهیم. انجمن موسیقی به زودی كنسرت      هایی به نفع زلزله زدگان برگزار خواهد كرد.&quot;
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:36:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>زندگینامه روح الله خالقی</title>
<link>https://djpouya.loxblog.com/زندگینامه-روح-الله-خالقی</link>
<guid>https://djpouya.loxblog.com/زندگینامه-روح-الله-خالقی</guid>

<description><![CDATA[
روح الله      خالقی در سال 1285 در كرمان متولد شد ، سالها شاگرد ممتاز استاد علینقی وزیری و      از مفاخر موسیقی ملی ایران بود بهترین سالهای زندگیش را صرف دل انگیز ترین      هنرها كرد و به تشخیص اهل فن موسیقی ایرانی و فرنگی ، شناخت او صلاحیت كامل      یافت در سال 1325 انجمن موسیقی ملی ، به همت اوتاسیس شد و سه سال پس از آن با      تاسیس هنرستان ملی موسیقی به یكی از آرمان های هنری كشور ما جامه عمل پوشاند .      انتشار آثار متعدد شامل متد و دستورهای علمی برای تدریس موسیقی ملی خدمت بزرگی      به هنر كرد . هم اكنون قطعات آواز ، قطعات اركستری ، اتودها ، آثار ساده مدرسه      یی ، كتاب ها و رسالات علمی مانند نظری به موسیقی ، از او به جای مانده است كه      هر كدام دارای ارزش فراوانی است .

روح الله      خالقی در سال 1285 در كرمان متولد شد ، سالها شاگرد ممتاز استاد علینقی وزیری و      از مفاخر موسیقی ملی ایران بود بهترین سالهای زندگیش را صرف دل انگیز ترین      هنرها كرد و به تشخیص اهل فن موسیقی ایرانی و فرنگی ، شناخت او صلاحیت كامل      یافت در سال 1325 انجمن موسیقی ملی ، به همت اوتاسیس شد و سه سال پس از آن با      تاسیس هنرستان ملی موسیقی به یكی از آرمان های هنری كشور ما جامه عمل پوشاند .      انتشار آثار متعدد شامل متد و دستورهای علمی برای تدریس موسیقی ملی خدمت بزرگی      به هنر كرد . هم اكنون قطعات آواز ، قطعات اركستری ، اتودها ، آثار ساده مدرسه      یی ، كتاب ها و رسالات علمی مانند نظری به موسیقی ، از او به جای مانده است كه      هر كدام دارای ارزش فراوانی است .
خالقی علاوه      بر ریاست هنرستان موسیقی ملی تا هنگام فوتش رهبری اركستر (( گلها )) و عضویت      شورای موسیقی رادیو ایران را دارا و مدتها سرپرستی اركستر های شماره یك و دو      رادیو را به عهده داشت .     روح الله خالقی در دامان پدر و مادری كه هر دو در نواختن تار مهارت      داشتند تربیت یافت ، او نیز از كودكی به موسیقی علاقه مفرطی نشان می داد ولی      پدرش از بیم این كه مبادا وی از تحصیل عقب بماند او را از اشتغال به موسیقی منع      میكرد . اما روح الله كوچولوی آن روزی، هر وقت خود را در خانه تنها می یافت با      عشق عجیبی كه به موسیقی داشت (( مخفیانه و پنهانی )) تاری را كه بزرگتر از جثه      اش بود بغل می گرفت و مشغول نواختن می شد !!
بالاخره در      نتیجه علاقه خستگی ناپذیر وی به موسیقی ، پدرش مجبور شد او را از هفده سالگی در      آموختن ویلن آزاد بگذارد بعد از یكی دو سال به محض اینكه مدرسه موسیقی وزیری      تاسیس شد اولین شاگرد استاد وزیری بود كه به فراگرفتن موسیقی پرداخت و چون      احساس كرد كه موسیقی دان بایستی در درجه اول دارای اطلاعات كافی باشد این بود      كه مجددا در ضمن اینكه موسیقی را ترك نكرد تحصیلات متوسطه خود را در دارالفنون      و عالی رادر دانشسرای عالی در رشته ادبیات كه ارتباط بیشتری به موسیقی داشت به      پایان رسانید .
خالقی در مدت      بیست و هفت سال كه در رشته موسیقی ایرانی كار كرد بیش از صد آهنگ و دو جلد كتاب      (( نظری به موسیقی )) كه جلد اول آن مربوط به قواعد و اصول كلی موسیقی است و      جلد دوم تاریخچه موسیقی و قواعد و اصول موسیقی ایرانی است و كتاب دیگری نیز به      نام (( هم آهنگی موسیقی )) راجع به توافق و تناسب اصوات نوشته است كه با كمك      وزارت فرهنگ در سالهای 1316 و 17 و 20 به چاپ رسیده است .
     دیگر از آثار      او علاوه بر تعدادی اتود برای ویولون و عود و تار عبارتست از (( رنگارنگ )) ، (      خالقی در مورد ساختن این قطعه گفته است : منظور من این بود كه روی هر یك از      دستگاههای ایرانی یك چنین قطعه ای بسازم ، در واقع مبنای كار نو آموزان است .      این فكر بدیع اگر جامه عمل بخود به پوشد اساسی برای كار كمپوزیتورهای آینده به      جای می ماند . ) این اثر بطوری كه از نامش مستفاد می شود همچون گلستانی است كه      دارای گلهای رنگارنگ باشد ، ضرب ها و حركات مختلف این قطعه و به طور كلی فرم و      یا پیكره آن واجد این امتیاز است كه آن را مبنای كار قرار بدهند به علاوه      آهنگهای : (( یار رمیده )) ، (( وعده وصال )) ، (( پیمان شكن )) ، (( نغمه      نوروزی )) ، (( بهار عشق )) ، (( مستی عاشقان )) ، (( شب جوانی )) ،(( شب من      ))و (( امید زندگانی ))&nbsp;&zwnj;تصانیفی است كه توسط این موسیقی شناس عالیقدر ساخته      شده است .

مرحوم خالقی در موسیقی سخت پیرو استادش مرحوم كلنل علینقی وزیری بود وهمواره      اعتقاد داشت كه وزیری خدمتی به موسیقی این كشور كرده است كه تابحال احدی به      هیچیك از صنایع ظریفه این مملكت نكرده است و می گفت تا موسساتی وجود نداشته      باشند كه بدان وسیله بتوان این روش ترویج كرد زحمات وزیری آن چنان ثمر بخش      نخواهد بود .

]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:36:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>زندگینامه امین الله رشیدی</title>
<link>https://djpouya.loxblog.com/زندگینامه-امین-الله-رشیدی</link>
<guid>https://djpouya.loxblog.com/زندگینامه-امین-الله-رشیدی</guid>

<description><![CDATA[
امین الله رشیدی در طلوع یكی از روزهای اردیبهشت ماه 1304      شمسی در روستای زیبا و مصفای راوند كاشان از پدری كشاورز و مادر شاعرزاده و      شاعر منش (دختر ادیب بیضائی كاشانی)متولد شد.در چهار ماهگی او را به كاشان      آوردند و تحصیلات ابتدائی و متو سطه را در آنجا به پایان رساند و بلافاصله پس      از پایان تحصیل در یكی از دفاتر اسناد رسمی كاشان مشغول كار شد.او در ضمن تحصیل      ، نقاشی قالی ایرانی را نزد استادان آن زمان، آقایان:محمد دبیر الصنایع و حسن      نقشپور اراكی فرا گرفت و در زمانی كوتاه تا مرحله ی طراحی و ابتكار پیش رفت و      در حین نقاشی نیز با مقدمات نوازندگی تار نزد نقشپور نامبرده كه تار را در      نهایت شیرینی می نواخت ،آشنا شد و در سال 1325 به تهران نقل مكان یافت.

امین الله رشیدی در طلوع یكی از روزهای اردیبهشت ماه 1304      شمسی در روستای زیبا و مصفای راوند كاشان از پدری كشاورز و مادر شاعرزاده و      شاعر منش (دختر ادیب بیضائی كاشانی)متولد شد.در چهار ماهگی او را به كاشان      آوردند و تحصیلات ابتدائی و متو سطه را در آنجا به پایان رساند و بلافاصله پس      از پایان تحصیل در یكی از دفاتر اسناد رسمی كاشان مشغول كار شد.او در ضمن تحصیل      ، نقاشی قالی ایرانی را نزد استادان آن زمان، آقایان:محمد دبیر الصنایع و حسن      نقشپور اراكی فرا گرفت و در زمانی كوتاه تا مرحله ی طراحی و ابتكار پیش رفت و      در حین نقاشی نیز با مقدمات نوازندگی تار نزد نقشپور نامبرده كه تار را در      نهایت شیرینی می نواخت ،آشنا شد و در سال 1325 به تهران نقل مكان یافت. 
&nbsp;
رشیدی با موسیقی به اصطلا ح كلا سیك (ردیف آواز ایرانی )از      راه شنیدن صفحات قدیم گرامافون و خوانندگان دهه 1320 رادیو ایران آشنا گردید و      در اوائل ورود به تهران چند گاهی در كلاس های شبانه هنرستان موسیقی (تالار وحدت      كنونی )اصول نت خوانی را نزد آقای موسی معروفی و یكی دو ماه نیز در كلاس موسیقی      مسعود معارفی و تئوری آواز را نزد دكتر مهدی فروغ در هنرستان نامبرده آموخت و      با یادگیری نت،تار را رها كرد و از آن پس نت آهنگ هایی را كه می ساخت بدون      استفاده از ساز بروی كاغذ می آ ورد. 
در سال 1328 رشیدی از طریق استاد گرانقدر موسی معروفی به آقای علیمحمد میثاق ،رهبر      یكی از اركسترهای رادیو ایران معرفی شد و از همان سال به عنوان خواننده      وآهنگساز فعالیت خود را در رادیو آغاز نمودو اولین بار ترانه (رنج جدایی)از      ساخته های زنده یاد موسی معروفی را در مایه افشاری با اركسترنامبرده در رادیو      اجرا كرد و همزمان،مدتی نیز در برنامه های موسیقی ارتش (كه شب های جمعه ساعت      هفت و نیم بعد از ظهر از رادیو ایران پخش می شد) در اركستر به سرپرستی هنرمند      گرامی علی تجویدی می خواند و در چند برنامه رادیویی محمد بهارلو نیز شركت      نمود.در سال 1336 شمسی با دختری از كاشان ازدواج نمود كه حاصل آن دو فرزند دختر      و پسر (افسانه وصبا)است كه آنان نیز از ذوق موسیقی بهره یی بسزا دارند.در سال      1344 بنا به مقتضیات شغلی از رادیو استعفا داد و این داستان تا ثر انگیزی دارد      كه در اینجا مجال گفتن آن نیست.
رشیدی در مدت فعالیت در رادیو ایران در حدود 100 آهنگ ساخت      كه شعر بعضی از آن ها را نیز خود می سرود (برای نمونه شعر ترانه ی دریا )اما      بیشترین شعر آن آهنگ ها را شاعران گرانمایه ،آقایان :تورج نگهبان ،بیژن ترقی ،مهرداد      اوستا ،فریدون مشیری ،رضا ثابتی ،نظام فاطمی،ابوالقاسم حالت ،نواب صفا،عبداله      الفت ،پرویز وكیلی و غیره سروده اند و اكثرا به سیله اركسترهای شماره ی 1و2      رادیو ایران با نوازندگی و همكاری هنرمندان ارجمند آقایان : حبیب اله بدیعی ،پرویز      یا حقی،مهندس همایون خرم ،عباس شاپوری ،محمد میر نقیبی،انو شیروان روحانی ،ولی      اله البرز،یاوری،حدادی و دیگر عزیزان و با نظارت و سرپرستی استادان :مشیر هما      یون شهردار و حسینعلی ملاح ضبط و پخش شده است. 
شیوه ی رشیدی در خوانندگی و آهنگسازی ،مرز میان سنت و نوگرایی می باشد و به قول      خودش حد وسط را انتخاب كرده است او می گوید : &quot; اگراین میانه روی و اعتدال در      تمام امور دنیا جاری بود چهره ی جهان و زندگی خیلی زیباتر و مطبوع تر از آنچه      تاكنون هست می بود &quot; .
رشیدی در شاعری و نویسندگی و نقد نیز دستی دارد و مقالاتی از      او در مطبوعات سالهای قبل به چاپ رسیده كه آخرین آنها نقدی است بركتاب ( شعر نو      از آغاز تا امروز ، تالیف محمد حقوقی از انتشارات مؤسسه فرانكلین ) كه در شماره      10سال 52 مجله وحید چاپ شده و اكنون نیز سفرنامه یی به نام ( از كاشان تا      كاناری ) آماده برای انتشار دارد . رشیدی درباره موسیقی كلاسیك و ردیف آواز كه      سینه به سینه به ما رسیده و تا این زمان حفظ شده و خوشبختانه كاملترین آن به      وسیله شادروان استاد موسی معروفی به صورت نت در آمده است ،نظریاتی دارد،منجمله      معتقد است كه در اجرای آوازها ،به شرط حفظ اصالت ایرانی و به خصوص تلفیق آن با      شعرپارسی باید شیوه یی نو ایجاد كرد و از تكرار مكررات آن هم به طور گسترده      امساك نمود و همچنین او،نسبت به كلمات والا و ارزشمند (هنر )و (هنرمند)كه دست      اندركاران و به تبع ایشان مردم عادی بدون ضابطه و بی محابا ،به هر چیز و هر كس      اطلاق می كنندودست و دلبازانه می بخشند،وسواس و حساسیتی خاص دارد.او به اعتبار      قول بزرگان و هنرشناسان می گوید:&quot;هنر یعنی خلاقیت و هنرمند یعنی خلاق و      آفریننده .بنابراین اگر در یك اثز هنری (اعم از شعر و موسیقی و نقاشی و      غیره)ابتكار و نوآوری به چشم نخورد،به این معنی كه اگر در قطعه شعری یك مضمون      نو و در آهنگی حتی یك ملودی جدید و زیبا نتوان پیدا كرد،این دیگر هنر نیست و      صاحب چنین آثاری مستحق لفظ(هنرمند)نه.و بر همین منوال بر چسب      كلمه(هنرمند)بخواننده یا نوازنده یا صاحب اثر دیگری كه فاقد شیوه یی نو و      ابتكاری و مستقل در كارشان باشند،جایز نیست .باید به این مجریان ماهر و مسلط و      چیره دست هنرآفرین گفت و با اطلاق كلمه ی (استاد)از آنان تقدیر كرد و ارجشان را      پاس داشت!&quot;این هم نمونه یی از اشعار رشیدی با نام هنری(آشنا) .
&nbsp;
&quot;افسانه وجود&quot; 

آوخ كه شام تیره محنت سحر نداشت 
نخل امید و شاخه هستی ثمر نداشت 
بر ما همای فرو سعادت گذر نكرد 
از حال دل بجز من و دل كس خبر نداشت 
رفتیم گر ز دست،كسی را خبر نشد 
مردیم گر ز درد،به قلبی اثر نداشت 
جز اشك چشم و خون دلم در میان نبود 
گویی كه خوان هستی از این بیشتر نداشت 
كی می نهاد بار مصائب به دوش ما 
گردون بنا توانی ما گر نظر نداشت 
نازم به سخت جانی این جان بی شكیب 
كز من به جان رسید و ز من دست بر نداشت 
این یافت زیب هستی و آن شد سوی عدم 
افسانه وجود حدیثی دگر نداشت 
از زندگی چو مرگ سیه می گریختم 
بر چهره گر نشان و صفای هنر نداشت 
دیدی كه آخر این دل دیر(آشنا)ی من 
در دامی اوفتاد كه راه مفر نداشت؟ 
&nbsp;
&nbsp;
و&nbsp;یک سری قطعه از این خواننده ارزش مند:
          سپیده 
          اشك 
          تنها چرا ؟ 
          كجا روم 
          فروردین 
          گل لاله 
          آسمان 
          دل رمیده
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:36:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>زندگینامه حسن ناهید</title>
<link>https://djpouya.loxblog.com/زندگینامه-حسن-ناهید</link>
<guid>https://djpouya.loxblog.com/زندگینامه-حسن-ناهید</guid>

<description><![CDATA[
حسن ناهید      یكی دیگر از &quot; نی نوازان &quot; خوب و با ارزشی است كه به سال 1322 در شهر كویری      كرمان متولد شد و از سن 10 سالگی به موسیقی علاقمند گردید و با تهیه یك فلوت به      نواختن این ساز بادی مراحل اول موسیقی را نزد خود شروع كرد . 

حسن ناهید      یكی دیگر از &quot; نی نوازان &quot; خوب و با ارزشی است كه به سال 1322 در شهر كویری      كرمان متولد شد و از سن 10 سالگی به موسیقی علاقمند گردید و با تهیه یك فلوت به      نواختن این ساز بادی مراحل اول موسیقی را نزد خود شروع كرد . 
حسن ناهید ،      پس از چندی كه صدای &quot; نی &quot; استاد حسن كسایی را از رادیو شنید به اصفهان نزد      ایشان رفت و از محضر وی استفاده های بسیار برد سپس به شیراز می رود&nbsp; و در این      شهر كه مشغول تحصیل نیز می شود تا سال پنجم متوسطه بدون نت نزد خود تمرین می      كند و پس از چندی در اردوی رامسر در مسابقه یی كه بین دانش آموزان سراسر كشور      برگزار شده بود ، آقای محمد میر نقیبی ، هنرمند شایسته &quot; گلها &quot; وی را برنده      اول مسابقه اعلام می دارد و آینده نیز نشان داد كه انتخابی شایسته و به جا از      طرف ایشان بوده است .
پس از چندی      حسن ناهید ، به فرهنگ و هنر دعوت می شود و در اركستر های متعدد این اداره ،      همكاری خود را آغاز می نماید ، در همین دوران مدت ها جهت تعلیم &quot; نت &quot; نزد آقای      حسین دهلوی به فراگیری می پردازد و به عنوان هنر آموز &quot; نی &quot; هنرستان عالی      موسیقی ملی مشغول تدریس می گردد.
مهدی مفتاح      كه برای تشكیل اركستری بنام درویش در رادیو دعوت شد از ایشان هم برای همكاری با      این اركستر دعوت می نماید ، سپس برای شركت در اركستر رودكی كه از آقایان :      ابراهیم منصوری ، حبیب الله بدیعی ، علی تجویدی ، احمد عبادی ، ورزنده ، اصغر      بهاری و فرهاد فخرالدینی تشكیل شده بود دعوت می شود و با این اركستر همكاری می      نماید . در سال 1341 توسط استاد حسین قوامی به برنامه &quot; گلها &quot; دعوت می شود و      همكاری خود را در این برنامه آغاز نموده و در فرهنگ و هنر نیز با اركستر استاد      فرامرز پایور شركت می نماید كه بیست سال این همكاری ادامه می یابد و از پایور      نیز كسب فیض می نماید به طوری كه خودش می گوید : &quot; تحت تاثیر نوازندگی آقای      پایور هستم و به نوازندگی آقای مهندس همایون خرم نیز عشق می ورزم &quot; حسن ناهید      در اركستری كه با همكاری آقایان : اسدالله ملك ، منوچهر جهانبگلو ، فرهنگ شریف      ، محمودی خوانساری و عده یی دیگر برنامه یی به نام &quot; نوایی از موسیقی ملی &quot;      ترتیب یافته بود شركت داشت و سلیست بسیاری از این برنامه ها بود .

حسن ناهید انسانی دوست داشتنی ، هنرمند و صمیمی می باشد ولی افسوس كه سعادت      نصیب بنده نشد در مدت چند سالی كه از عمرم برای نوشتن این كتاب صرف كردم ،      بتوانم از محضرش كسب فیض زیادی ببرم . زیرا نگارنده برای تهیه &quot; بیوگرافی و عكس      &quot; ایشان دوباره از تهران به شیراز محل اقامت ایشان مسافرت كردم و بارها به مركز      حفظ و اشاعه موسیقی سنتی مراجعه نمودم تا توانستم شرح مختصری از وی بنویسم ولی      عاقبت عكس از ایشان به دست نیاوردم تا این كه یكی از دوستان عكس ایشان را در      اختیارم نهاد و مرا از این مشكل رهانید .
حسن ناهید برای شناساندن موسیقی سنتی و اصیل ایران ، مسافرت هایی همراه با      خوانندگان به نامی مثل آقایان : حسین قوامی ، محمد رضا شجریان ، محمود محمودی      خوانساری و عبدالوهاب شهیدی به كشورهای : تركیه ، بلغارستان ، یوگسلاوی ،      ایتالیا ، فرانسه ، بلژیك ، هلند ، آلمان ، اتریش نموده است و در برنامه هایی      تحت عنوان كنسرت سازهای ملی ایران شركت كرده است .

]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:36:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>زندگینامه كامران داروغه</title>
<link>https://djpouya.loxblog.com/زندگینامه-كامران-داروغه</link>
<guid>https://djpouya.loxblog.com/زندگینامه-كامران-داروغه</guid>

<description><![CDATA[
به سال 1321 در تهران متولد شد و از سن دوازده سالگی بنا به      تشویق و توصیه پدر موسیقی آغاز نمود و در هنرستان عالی موسیقی ثبت نام كرد . او      در طی یك سالی كه در این مدرسه تحصیل می كرد ، چون در آن جا موسیقی كلاسیك      تدریس می شد ، چندان موفقیتی به دست نمی آورد و مردود می گردد و بدون این كه به      استعداد نهان فرزند اعتقاد و توجه زیادی داشت به وسیله یكی از دوستانش علیمحمد      خادم میثاق به هنرستان موسیقی ملی ایران راهنمایی و با سفارش او در این هنرستان      ثبت نام می كند . 
رئیس هنرستان شادروان روح الله خالقی از وی شخصا می گیرد كه اگر نتواند در مدت      یك سال موفقیتی كسب كند وی را از هنرستان اخراج نماید . عشق و علاقه و استعداد      و پشتكار او به زودی موجب می شود كه در هنرستان پذیرفته شود . ناگفته نماند كه      داروغه در هنرستان موسیقی ملی در آغاز كار زیر نظر استاد حسینعلی ملاح به      فراگیری ویولون می پردازد و چنانچه خود وی از زحمات و كوشش فراوانی كه استاد      ملاح برای آموزش او متحمل شده یاد می كند و همواره خود را مدیون مراقبت ها و      توجه آن استاد ارجمند می داند .

به سال 1321 در تهران متولد شد و از سن دوازده سالگی بنا به      تشویق و توصیه پدر موسیقی آغاز نمود و در هنرستان عالی موسیقی ثبت نام كرد . او      در طی یك سالی كه در این مدرسه تحصیل می كرد ، چون در آن جا موسیقی كلاسیك      تدریس می شد ، چندان موفقیتی به دست نمی آورد و مردود می گردد و بدون این كه به      استعداد نهان فرزند اعتقاد و توجه زیادی داشت به وسیله یكی از دوستانش علیمحمد      خادم میثاق به هنرستان موسیقی ملی ایران راهنمایی و با سفارش او در این هنرستان      ثبت نام می كند . 
رئیس هنرستان شادروان روح الله خالقی از وی شخصا می گیرد كه اگر نتواند در مدت      یك سال موفقیتی كسب كند وی را از هنرستان اخراج نماید . عشق و علاقه و استعداد      و پشتكار او به زودی موجب می شود كه در هنرستان پذیرفته شود . ناگفته نماند كه      داروغه در هنرستان موسیقی ملی در آغاز كار زیر نظر استاد حسینعلی ملاح به      فراگیری ویولون می پردازد و چنانچه خود وی از زحمات و كوشش فراوانی كه استاد      ملاح برای آموزش او متحمل شده یاد می كند و همواره خود را مدیون مراقبت ها و      توجه آن استاد ارجمند می داند .
&nbsp;
روزی اعلانی از طرف مسئولین هنرستان شده بود كه كلاس هایی      جهت دوره عالی هنرستان دایر خواهد شد و در نتیجه جهت ثبت نام شاگرد می پذیرفتند      در آن ایام یكی از شاگردانی كه جهت فراگیری دوره عالی آمده بودند ، اسدالله ملك      نوازنده معروف بود كه در یكی از اتاق های هنرستان مشغول نواختن كمانچه بود كه      داروغه را بی اختیار مفتون خود می كند و وی بلافاصله از اسدالله ملك خواهش می      كند كه نواختن این ساز را به وی تعلیم دهد و مدت سه ماهی نزد ملك تعلیم می گیرد      و از آن تاریخ كامران داروغه به نواختن كمانچه روی می آورد . 
داروغه پس از فارغ التحصیل شدن از هنرستان به مدت دو سال به خدمت مقدس سربازی      می رود و پس از پایان خدمت سربازی وارد دانشكده هنرهای زیبا كه رشته موسیقی هم      جزو آن بود می شود . این دانشكده كه با همت استادانی مثل : دكتر نور علی خان      برومند و دكتر داریوش صفوت دایر گردیده بود موسیقی ایرانی را در خدمت استاد      برومند به مدت پنج سال فرا می گیرد و از دانشكده فارغ التحصیل می شود . كامران      داروغه ، از سال 1345 به رادیو راه می یابد سپس به برنامه &quot; گلها &quot;توسط آقای      ملاح راه یافت و در رادیو به نوازندگی ویولون و كمانچه می پردازد و پس از تاسیس      تلویزیون ملی ایران به نوازندگی كمانچه به سرپرستی مرحوم مرتضی حنانه به عنوان      موسیقی اصیل ایرانی مشغول می گردد و از سال 1355 به تكنوازی كمانچه می پردازد و      حدود چهل تكنوازی انجام می دهد كه در آرشیو رادیو موجود و از بهترین های      تكنوازی این ساز می باشد .
&nbsp;
&nbsp;
وی همیشه سعی داشت كه این ساز را بین جوان ها رواج دهد و      تغییراتی از لحاظ تكنیك برای كمانچه به وجود آورد كه امید دارد با كمك شاگردانش      ، كمانچه را كه یك ساز ملی و سنتی ایرانی است و از جهت تكنیك و وسعت صدا و      واخوان های آوازی خیلی غنی و پربار است رواج و احیاء كند و معتقد است اگر كسی      بخواهد ، پرباری و غنی بودن این ساز را بر مبنای واقعی آن درك كند بایستی حتما      سفری به باكو داشته باشد تا به بیند آقای هابیل علی اف استاد كمانچه جهان چه      كار می كند و چه می گویددرباره ساز كمانچه داروغه می گوید:&quot;اگر كسی تكنیك این      ساز را به دست آورد،كارهایی می شود روی آن پیاده كرد كه در ویولون امكان پذیر      نیست.به هر حال حق كمانچه هنوز ادا نشده و باید آن هایی كه در موسیقی ادعایی      دارند بیایند و این كارها را انجام دهند و مشوق جوانان باشند كه این ساز ملی و      سنتی جای والای خود را از دست ندهد و ما هر وقت كه به خارج جهت شناساندن موسیقی      اصیل و سنتی ایران مسافرت هایی داشتیم وقتی هنرمندان ما ویولون می زدند برای آن      ها زیاد جالب نبود ولی هنگام گوش دادن به نوای كمانچه سراپا گوش می شدند و      نوازنده را بسیار تشویق می كردند&quot;. 
كامران داروغه ،كنسرت های فراوانی به نفع مؤسسات خیریه و فرهنگی نظیر:هلال      احمر(شیر و خورشید)،انجمن نابینایان ، بیمارستان های مسلولین و دانشجویان بی      بضاعت ترتیب داد و برای شناساندن موسیقی سنتی و ملی ایران ، مسافرت هایی از طرف      رادیو تلویزیون به كشورهای: تركیه، آلمان ، فرانسه، ایتالیا ، افغانستان ، ژاپن،      پاكستان، هندوستان، شوروی و درآمریكا رفتند....
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:36:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>زندگی نامه پرویز یاحقی</title>
<link>https://djpouya.loxblog.com/زندگی-نامه-پرویز-یاحقی</link>
<guid>https://djpouya.loxblog.com/زندگی-نامه-پرویز-یاحقی</guid>

<description><![CDATA[
پرویز یاحقی : نوازنده ی ویلون
&nbsp;
&nbsp;
 &nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
پرویز صدیقی پارسی ( معروف به پرویز یاحقی ) در سال 1315 شمسی در تهران خیابان صفی علیشاه تولد یافت پدر پرویز از مردان روشن فكر و تحصیل كرده زمان خود بود .
&nbsp;
پرویز كه از كودكی دل و جانش با نوارهای دل انگیز موسیقی آشنا شده و اعصاب ظریف و حساسش با ساز و نوا كوك شده بود هیجانی زائدالوصف برای فراگیری موسیقی از خود نشان می داد .
روح بزرگ و پر التهاب وی آرامش را از او صلب نموده درصدد دستیابی به سازی بر آمد ، شاید آسان ترین سازی كه در ایام كودكی می توانست در اختیار او قرار بگیرد نی لبك كوچك و ظریفی بود كه تهیه آن برای او چندان دشوار نبود .
او سعی داشت نغمات دلنشینی كه در فضای خانه و در كلاس درس استاد به گوش می رسید با ساز كوچك خود اجرا نماید .
استاد كه همشیرزاده خود را چنین شیفته و دلباخته موسیقی می دید و از دور و نزدیك متوجه حالات او بود در انتظار فرصت مناسبی بود كه مشكلات را از سر راه وی بردارد و رضایت پدر و مادر او را برای تقدیم هنرمندی بزرگ به عالم موسیقی جلب نماید ، این تصمیم استاد روزی به مرحله عمل در آمد كه پرویز در حالی كه بیش ازهفت سال نداشت وارد كلاس موسیقی وی شده درغیاب استاد ویلن را برداشته و با نگاهی عاشقانه بدان می نگریست ، مخالفت مادر پرویز از دست زدن به ویولون استاد را به وساطت واداشته ، با لحنی مشفقانه و بسیار ملایم كه در طبیعت آن استاد ارجمند بود همشیره خود را از تحكم به فرزند باز می دارد و از همان روز مبادرت به تعلیم وی می نماید علاقه و استعدادشگرف پرویزدر فراگیری (( نت )) و ملودی های گوناگون موسیقی باعث حیرت استاد شد . و می دید كه دوره های ردیف اول موسیقی را كه شاگردان دیگر دوران زیادی را صرف آموختن آنان می كنند به سرعت طی كرده و در حالی كه از نظر سن و قد و قامت از همه آنان كوچكتر است در فراگیری دروس به آنها كمك می كند.
دوره آموزش ردیف های پنجگانه دیگر استادكه عبارت از پیش در آمدها ، چهار مضراب ها ، آهنگ های ضربی و دستگاههای موسیقی ایرانی بود و تا دوره عالی به انجام می رسید یكی از دیگری طی شد در حالی كه پرویز بیش از 11 سال از سنین عمرش نشده بود .
منزل استاد یاحقی كه در آن زمان محل اجتماع و رفت و آمد موسیقیدانان بزرگی نظیر استادان : ابوالحسن صبا ، مرتضی محجوبی ، علی اكبر شهنازی ، رضا محجوبی ، حسین تهرانی ، رضاقلی ظلی،مرتضی نی داود و غیره بود موقعیت خاصی برای دانشجویان موسیقی فراهم آورده بود .
پرویز از اوان كودكی و نوجوانی با یكایك این استادان از نزدیك آشنا شده با سبك و سیاق نوازندگی و خوانندگی آنها آشنا گردید و مورد تشویق یكایك آنان قرار می گرفت . از جمله استاد ابوالحسن صبا كه متوجه نبوغ و استعداد خارق العاده وی شده از استاد او خواسته بود كه چندی هم در نزد وی كار كند . پرویز با اشتیاق فراوان این پیشنهاد را پذیرفت و مدت 2 سال نیز نزد استاد صبا به فراگیری ردیف های ایشان اشتغال داشت .
پرویز صدیقی كه در این هنگام فامیل یاحقی را زینت بخش نام خود كرده و الحق انتخاب بجا و شایسته ای هم بوده همراه با استاد خود پا به رادیو می گذارد و به عنوان نوازنده خردسال در برنامه های رادیو قطعاتی اجرا می كند .
پرویز همكاری اش را تا 18 سالگی با رادیو ادامه داد ، در آن هنگام به دعوت داود پیرنیا آهنگی را بنام : (( امید دل من كجایی )) با صدایی استاد غلامحسین بنان برای اجرا در برنامه (( گلها )) ساخت كه اعضای اركستر این برنامه ابوالحسن صبا ، حسین یاحقی ، مرتضی محجوبی ، علی تجویدی ، حبیب الله بدیعی ، میر نقیبی ، زرین پنجه ، حسین تهرانی ، وزیری تبار و پرویز یاحقی بودند . همانطور كه از اسامی اعضای این اركستر پیداست انها از نوابغ موسیقی ملی ایران بودند و این موفقیتی بی نظیر برای جوان هجده ساله یی مثل پرویز یاحقی بود و همین امر موجب تشویق و دلگرمی او شده ، نهال پر برگ و بار استعداد او هر روز از روز قبل شكوفا تر می شد .
پرویز یاحقی رفته رفته ، آهنگساز و تكنوازی پر قریحه و خلاق شده بود كه در كار تكنوازی ویولون ، تلفیقی از تكنیك قوی و لطافت و ظرافت خاص و بدیعی را ارائه می داد به طوری كه نواختن ویولون را در حال و هوای موسیقی اصیل ایران به اوج كمال خود رساند.
شادروان جواد بدیع زاده ، در یكی از یادداشت های خود درباره پرویز می نویسد:
(( طبیعت هر چندین سال و یا چندین قرن یكبار به درست كردن آدم هایی خارق العاده دست می زند ، پرویز یاحقی از آن آدم هایی است كه كمتر از دست طبیعت هم ساخته است تا نظیر او را با چنین استعداد عجیبه یی خلق كند . ساز وی بیشترین اثرها را در جان و مغز و دل من داشته و خوشبختانه پرویز یاحقی جرو آنهایی است كه به پا برجا ماندن موسیقی ایرانی و رونق آن كمك های دو چندان كرده و به آن دسته از متخصصین نشان داده كه بیرون بردن این ساز از موسیقی ایرانی تا چه اندازه یی از جلال و ظرافت و قدرت و زیبایی موسیقی ایرانی خواهد كاست )) .
پرویز یاحقی با بسیاری از شعرا و تصنیف سازان بنام مثل : رهی معیری ، تورج نگهبان ، اسماعیل نواب صفا ، معینی كرمانشاهی همكاری داشته ، ولی دوستی دیرینه یی كه وی با بیژن ترقی از زمان های نوجوانی داشته بیش از نود تصانیف آهنگهای او را سروده و سال های سال با هم همكاری داشته اند . بیژن ترقی درباره یاحقی می گوید :
(( پرویز یاحقی یا به قولی ، كاروانسالار موسیقی ایران ، یكی از خورشیدهای درخشان هنر این سرزمین است كه از آغاز جوانی در رفیع ترین قله های هنر اصیل موسیقی ایران درخشیدن گرفت . او با پنجه های سحر آمیز و پر اسرار خود كه از سرچشمه فیاض و لایتناهی نبوغ و پشتوانه های وراثت اصیل خانواده هنرمندش متاثر است ، دلنشین ترین نغمات آسمانی را به گوش دلباختگان عالم خاك رسانید .
نوای دلنشین و پر زمزمه جویباران مانند است كه صفا و خرمی از آن می تراود و گاه به صدای بغض گریه عاشقی می ماند كه سوز و درد از آن می بارد .
پرویز یاحقی در احیای هنر موسیقی اصیل و سنتی ایران و زنده كردن گوشه های پربار و غنی دستگاههای آن نمایان نقش ویولون در ساز و تكنوازی كه دارای سبكی ابتكاری و بدیع است ، سهم چشم گیر و بسیار موثری را به خود تخصیص داده است . چرا كه در اجرای موسیقی ملی ، از ویولون تنها در اركستر ها و كارهای دسته جمعی استفاده می شد لیكن او توانست با استفاده از سیم های بم و مهجور ویولون ، به قدرت تاثیر و وسعت هر چه بیشتر آن بیفزاید . دیگر از شاهكارهای این هنرمند خلاق ساختن و اجرای چهار مضراب های مختلف در قطعات موسیقی ایرانی است ، و چیره دستی او در هنر آهنگسازی و تنظیم اركستر برای آهنگهای ایرانی كه در طول بیست و پنج سال اخیر موثرترین و شیواترین ترانه ها و قطعات آهنگین را از خود به یادگار گذارده ، كه هیچگاه با گذشت زمان فراموش نخواهد شد)).
پرویز یاحقی هنرمندی است حساس ، زود رنج ، مهجور و گوشه گیر و انزواطلب ، صریح و بدون رودربایستی با همه ومجموع همین هاست كه اگر كسی سال ها با وی آشنا و دوست باشد ، پرویز حرفش را رك و پوست كنده به او می زند و این موجب بعضی قضاوت های عجولانه درباره وی شده و از طرفی چون خودش سال ها خبرنگار بود و با مطبوعات همكاری داشت و خلاصه اهل قلم و مطالعه می باشد ، كمتر نوشته یی را به خصوص در مورد موسیقی ، آن هم موسیقی اصیل ایران از اشخاص قبول دارد ، به همین جهت با هركسی به صحبت در این باب نمی نشیند و اصولا نظر خاص خود را دارد و با تمام ذرات وجودش به موسیقی اصیل و سنتی ایران عشق می ورزد و معتقد است كه باید در حفظ و توسعه این گنجینه گرانبها كه یادگار و میراث فرهنگ صوتی اجداد ما ایرانیان است همواره كوشا باشیم .
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:36:47 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>زندگینامه استاد حسن کسایی</title>
<link>https://djpouya.loxblog.com/زندگینامه-استاد-حسن-کسایی</link>
<guid>https://djpouya.loxblog.com/زندگینامه-استاد-حسن-کسایی</guid>

<description><![CDATA[
حسن کسایی ردیف&zwnj;دان و استاد نوازندگی ساز نی در سن ۸۳ سالگی پس از یک دوره بلند مدت بیماری و کما در زادگاهش اصفهان زندگی را بدرود گفت.  او که یکی از چهره&zwnj;های نامدار موسیقی ایران و مکتب اصفهان بود، سوم مهر سال ۱۳۰۷ در کوچه باغ کلم، محله بید آباد اصفهان متولد شد. او از سن ۵سالگی (۱۳۱۲) کار موسیقی را با فراگیری هنر آواز نزد استاد جلال تاج اصفهانی آغاز کرد.

ذوق موسیقایی او به حدی بود که باعث شد یک سال پس از آن (سال۱۳۱۳) به حضور بزرگانی چون اسماعیل ادیب خوانساری، اکبر خان نوروزی، غلامرضا خان سارنج، سید حسین طاهرزاده، علی شهناز و محمد طاهرپور برسد.  در واقع کسایی دو سال قبل از رفتن به مدرسه فعالیت موسیقایی&zwnj;اش را آغاز کرده بود. او در سن ۱۰ سالگی(۱۳۱۷) به محضر استاد ابوالحسن صبا و حسین تهرانی(نوازنده نامدار تمبک) می&zwnj;رسد و در نخستین دیدار آوازی در ابوعطا با همراهی ویلن استاد صبا&zwnj; می&zwnj;خواند.  یک سال بعد وی موفق می&zwnj;شود اولین تجربه صحنه&zwnj;ای خود را با همراهی فلوت نصیر ثقفی در مایه بیات ترک در دبیرستان سعدی اصفهان اجرا کند.  سال ۱۳۱۹ نقطه عطفی در زندگی حسن کسایی به شمار می&zwnj;رود، چرا که وی با ساز نی که آن زمان به اعتقاد بسیاری از اهل موسیقی صدایی گوش&zwnj;آزار داشت آشنا می شود . دو سال بعد (۱۳۲۱) وی با مهدی نوایی از نوازندگان شناخته شده نی آشنا و به مدت سه ماه نزدش آموزش می&zwnj;بیند.  نخستین اجرای رادیویی حسن کسایی به سال ۱۳۲۲ باز &zwnj;می&zwnj;گردد که وی قطعاتی را در دستگاه سه گاه با نواختن چهارمضراب معروف ابوالحسن صبا در این دستگاه (چهار مضراب زنگ شتر) در رادیو ایران اجرا می&zwnj;کند.  دو سال بعد (۱۳۲۴) وی دومین اجرای خود را با جانشینی نی برای ویلن استاد صبا در برنامۀ سولیست&zwnj;های خارج از کشور در رادیو ایران می&zwnj;نوازد ویک سال بعد دستگاه ریل گراندیک را ابتیاع می&zwnj;کند تا آثارش را در منزل ضبط و برای پخش هفتگی به رادیو تهران ارسال کند.  در سن ۲۰ سالگی (۱۳۲۷) نخستین اجرای تکنوازی نی خود را در دستگاه همایون در تئاتر اصفهان به صحنه برد و یک سال بعد قطعه معروف سلام را در دستگاه چهارگاه می&zwnj;سازد که از معروفترین قطعات موسیقی ایرانی به شمار می&zwnj;رود. این قطعه بعدها از سوی حسین علیزاده در آلبوم صبحگاهی با سازبندی وارکستراسیونی حجیم بازسازی می&zwnj;شود.  سال ۱۳۲۹ وی به اتفاق جلال تاج اصفهانی، جلیل شهناز، محمد طاهرپور و منوچهر سلطانی به همکاری واجرای موسیقی با رادیو ارتش ایران می&zwnj;پردازد که روزهای چهارشنبه هر هفته پخش می&zwnj;شد. درهمان سال برای نخستین بار نی را در ارکستر رادیوی ارتش به کار می&zwnj;گیرد.  ساخت و اجرای قطعة معروف &laquo;هشت بهشت&raquo; و اجرای کنسرت در شهرهای آبادان و خرمشهر به نفع بی بضاعت های ژاندارمری، همراه جلال تاج اصفهانی و جلیل شهناز شهرتی برای کسایی به ارمغان می&zwnj;آورد تا مجله موزیک ایران در شماره ۱۹ خود(۱۳۳۲) با چاپ عکسی از کسایی ۲۵ ساله در روی جلد خود از او به عنوان استاد نی یاد کند.  علاقه&zwnj;مندی به سه&zwnj;تار سبب می&zwnj;شود تا کسایی از سال ۱۳۳۳ برای بهره&zwnj;گیری از مکتب سه تار نوازی ابوالحسن صبا به نزد وی برود و همزمان از محضر عبدالحسین صبا و ارسلان درگاهی نیز بهره بگیرد.  یک سال بعد (۱۳۳۴) کسایی به تهران می&zwnj;آید تا کارهایش را در عرصه&zwnj;ای وسیع تر در اختیار عموم قرار دهد ، همکاری با برنامه&zwnj;های موسیقی رادیو ایران و ضبط آثار ماندگار به همراه خوانندگان و نوازندگان ممتاز، همچنین ضبط انبوه برنامه&zwnj;های خصوصی حاصل چنین هجرتی است که از جمله آنها ساخت آهنگ معروف &laquo;در کُنج دلم&raquo; بر روی شعر پژمان بختیاری و اجرای آن توسط علی زاهدی، داریوش رفیعی و منوچهر همایون&zwnj;پور بود.  در همین سال پدر کسایی دار فانی را وداع می&zwnj;گوید و وی به رهبری استاد صبا و با همراهی محجوبی، مجد، تهرانی، بنان، پاشوکی و ... در وزارت خارجه کنسرتی می&zwnj;دهد.  شرکت در سلسله برنامة گل&zwnj;ها به دعوت داود پیرنیا (گل&zwnj;های جاویدان، گل&zwnj;های رنگارنگ، برگ سبز، یک شاخه گُل، گلچین هفته و گُل&zwnj;های تازه) از دیگر برنامه&zwnj;های کسایی در مدت اقامتش در تهران بود که تا سال ۱۳۵۷ادامه می&zwnj;یابد.  سال ۱۳۴۲ وی به همراه جلیل شهناز، حسین تهرانی و حسین قوامی در حضور یهودی منوهین نوازنده نامدار ویلن در کنفرانس سالیانه جهانی موسیقی در تهران به اجرای برنامه می&zwnj;پردازد و دو سال بعد هم ازدواج کرده و زندگی مشترکی را شکل می&zwnj;دهد.

 از سال ۱۳۴۶ فضای کاری کسایی ابعادی جهانی هم پیدا می&zwnj;کندو بسیاری از نوازندگان شاخص از وجود چنین نابغه&zwnj;ای در موسیقی ایران خبردار می&zwnj;شوند که حاصل آن ضبط یک صفحه دو رو در مایه&zwnj;های شور و ماهور به همراه تنبک جهانگیر بهشتی (توسط کمپانی C.B.S فرانسه) و انتشار در تمام نقاط جهان(۱۳۵۴) واجرای برنامه&zwnj;های متعدد در جشن هنر شیراز (حافظیه) تا سال ۱۳۵۶ و ملاقات با نوازندگان بزرگ جهان از جمله: راوی شانکار، شاران رانی، بسم ا... خان، تران وانکه و... است.  در این مدت کسایی همکاری خود با رادیو اصفهان ونیز شهر اصفهان استمرار&zwnj; می&zwnj;دهد و ریاست شورای موسیقی این رادیو را عهده دار می&zwnj;شود.  ضبط و ارائه یک دوره ردیف موسیقی ایرانی، با عنوان: &laquo;آشنایی با موسیقی اصیل ایرانی&raquo; با سه تار و آواز (رادیو اصفهان).(۱۳۵۲)، برگزاری مراسم تجلیل (از طرف وزارت فرهنگ و هنر) در سالن شیر و خورشید اصفهان و اجرای قطعاتی به همراه آواز تاج اصفهانی(۱۳۵۵) و فعالیت و تدریس در مرکز فرهنگی رادیو اصفهان و دانشگاه فارابی این شهر -که از سال ۱۳۵۰ شروع و تا سال ۱۳۵۷ادامه می&zwnj;یابد- از جمله تلاش&zwnj;های کسایی به شمار می&zwnj;&zwnj;رود.  در همین سال&zwnj;ها وی به همراه حسین تهرانی، مرتضی نی&zwnj;داود( نوازنده تار و ردیف دان و سازنده تصنیف معروف مرغ سحر)نشان لیاقت هنری از وزارت فرهنگ و هنر وقت را دریافت می&zwnj;کنند.  بعد انقلاب به دلیل فضای نه چندان مناسبی که برای موسیقی ایجاد می&zwnj;شود، وی آخرین برنامه رسمی خود را در رادیو ایران با همکاری جلیل شهناز و محمد رضا شجریان و جهانگیرملک اجرا می&zwnj;کند. در این سال و تا قبل از سال ۶۱ آرشیو موسیقی رادیو اصفهان از بین می&zwnj;رود و کسایی هم از صداو سیما برکنار و حقوقش قطع می&zwnj;شود.   در گذشت مادر (۱۳۶۱) از جمله اتقاقات غم انگیز زندگی استاد کسایی بود. سال بعد کسایی قطعه معروف &laquo;اشک نی&raquo; را می&zwnj;سازد و بعد از آن تا سال ۱۳۶۹ که سفری به کشورهای آلمان، انگلستان، فرانسه، هلند کرده و در چند برنامه رادیویی برنامه&zwnj;ای اجرا می&zwnj;کند، عملا کار خاصی صورت نمی&zwnj;دهد. در همین سال تندیس وی درگالری مفاخر هنری جهان لندن نصب می&zwnj;شود.   باشرکت در جشنواره نی&zwnj;نوازان ( تالار اندیشه)(۱۳۷۰) فعالیت دوباره استاد کسایی رونق می&zwnj;گیرد و سه سال بعد(۱۳۷۴) صدا و سیما مستمری وی را برقرار می&zwnj;کند و درسال ۱۳۷۸ موفق به دریافت نشان درجه یک فرهنگ و هنر در جامعه موسیقی می&zwnj;شود که هیئت دولت به وی اعطاء کرد. سال ۱۳۸۱ هم لوح چهره ماندگار موسیقی را از صداو سیمای دوره علی لاریجانی دریافت می&zwnj;کند.  کسایی در سال&zwnj;های دهه هفتاد(۱۳۷۵) به آمریکا و کانادا سفر کرده و در محافل مختلف شعر و موسیقی شرکت می&zwnj;جوید و درسال ۱۳۷۶ هم به همت محمد رضا لطفی انجمن دوستداران موسیقی ایرانی واشنگتن مجلس گرامیداشتی برای وی برپا می&zwnj;دارند. سال ۱۳۸۱ محمد جوادکسایی( فرزند استاد) کتاب &laquo;از موسیقی تا سکوت&raquo; را که حاصل نیم قرن تلاش موسیقایی حسن کسایی است،&zwnj; با مقدمه بیژن ترقی از سوی نشر نی به بازار کتاب عرضه می&zwnj;کند.  کسایی درکی ویژه از موسیقی سنتی ایران دارد و ذوقی تحسین برانگیز در ادبیات و شعر وخوشنویسی و حافظه&zwnj;ای حیرت انگیز در به خاطر سپردن نغمات واز آن مهمتر قدرت آفرینشگری و تحلیلی منحصر به فرد در واکاوی زوایای موسیقی ایران. همین امر سبب شده است تا ضبطی که وی از موسیقی ردیفی ایران( مرداد ۱۳۸۵) با سه تار وآواز و نی(تیر ۸۶) انجام داده است از جهاتی منحصر به فرد باشد.  استاد کسایی پیش از این هم درباره موسیقی ردیفی اجرایی چند ساعته در رادیو اصفهان داشت که با سه تار و آ&zwnj;واز ظرایف و دقایق این موسیقی را بیان کرده بود.   از کارهای اخیر کسایی می&zwnj;توان به آلبوم دختر گلفروش با تنظیم مهرداد یزدانی و آواز علی جهاندار و گفت&zwnj;وگوی نی و تار که حاصل همنوازی استاد با شهرام میرجلالی است اشاره کرد.
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 15:36:47 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

